سه شنبه 28 بهمن 1404 - Tue 17 Feb 2026
  • ربات‌های کونگ‌فوکار در جشنواره بهاری چین /فیلم

  • واکنش توئیتری‌ها به بیانات امروز رهبر انقلاب

  • لحظه شلیک موشک از ناو شهید صیاد شیرازی /فیلم

  • نقل و انتقالات 6 بازیکن تیم پرسپولیس توسط اوسمار

  • حوادث دی‌ماه تلنگری به مسئولان برای مدیریت فضای مجازی زد؟

  • از پشت شیشه ضدگلوله میخواد براندازی کنه!

  • پایان مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو

  • آتش، تئاتر تاریخی ناپل را خاکستر کرد

  • پیوندی قدیمی میان پهلوی و قتل‌های مرموز

  • دریادار تنگسیری: برای بستن تنگه هرمز آماده‌ایم

  • قالیباف : دهک‌بندی در ایستگاه آخر

  • فعالیت ۱۱ مرکز اهدای خون تهران در ماه رمضان

  • کاظمی: هیچ دانش‌آموزی در بازداشت نیست

  • مقام روس: ناوهای ایران، روسیه و چین راهی تنگه هرمز شده‌اند

  • بدون لغو تحریم‌ها، توافقی در کار نیست

  • ترکیب احتمالی استقلال ایران مقابل الحسین اردن

  • کشته شدن ۱۱ سرباز پاکستانی

  • انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول

  • چطور تقویم «جعلی» دربار شاه را لرزاند؟ +عکس

  • "جوانان وطن" با نوای حاج محمود کریمی/ فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 418028
    تاریخ انتشار: 11/بهمن/1404 - 15:44
    محسن مهدیان :

    کاسبان خون و تاجران آشوب

    آقای موسوی دانسته، نسخه‌ای را تجویز می‌کند که پایانش دموکراسی نیست، بلکه تبدیل شدن ایران به لیبی و سوریه است. کسی که امنیت کشور را هدف می‌گیرد، دلسوز ملت نیست، بلکه جاده‌صاف‌کن دشمن است.

     کاسبان خون و تاجران آشوب

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

     

    انتشار بیانیه‌های زنجیره‌ای و هماهنگ از سوی جبهه اصلاحات و آقایان موسوی و کروبی در روزهای اخیر، بیش از آنکه نشانگر دلسوزی برای «مردم» یا «میهن» باشد، پرده از یک سناریوی خطرناک برای «موج‌سواری بر بحران» برمی‌دارد. جریانی که دهه‌ها در متن قدرت بوده و از مواهب جمهوری اسلامی بهره برده، اکنون در بزنگاهی که کشور نیاز به آرامش و عقلانیت دارد، خنجر را از پشت بر پیکره امنیت ملی وارد کرده است.در نقد این بیانیه‌ها، سه نکته اساسی قابل تامل است:

    ۱. فرار رو به جلو؛ بانیانِ وضع موجود، مدعی شده‌اند!

    وقاحت سیاسی آنجاست که جبهه اصلاحات ایران از «بن‌بست» سخن می‌گوید. باید پرسید کدام بن‌بست؟ آیا غیر از این است که بخش عمده‌ای از مشکلات اقتصادی و مدیریتی امروز، میراث دولت‌هایی است که با حمایت تمام‌قد و «تکرار» همین آقایان بر سر کار آمدند؟ آیا رئیس‌جمهور فعلی که از حمایت تمام قامت رهبر انقلاب و تمام ارکان نظام برخوردار است، کاندیدای اختصاصی آنان در انتخابات ۱۴۰۰ نبود؟

    جریانی که دهه ۹۰ را با ناکارآمدی مطلق و گره زدن معیشت مردم به لبخند غرب هدر داد، امروز به‌جای پاسخگویی در صندلی متهم، ردای مدعی پوشیده است. آن‌ها در بیانیه‌هایشان طوری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی حرف می‌زنند که گویی از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند و هیچ نقشی در شکل‌گیری این وضعیت نداشته‌اند. این «اپوزیسیون‌نمایی» تنها یک تاکتیک نخ‌نما برای فرار از مسئولیت تاریخی‌شان در قبال کوچک شدن سفره مردم است.

    ۲. پروژه «سوریه‌سازی» با اسم رمز «رفراندوم»

    پیشنهادات مطرح شده در بیانیه آقای موسوی مبنی بر «گذار از جمهوری اسلامی» و «همه‌پرسی قانون اساسی» در شرایطی که منطقه در آتش جنگ می‌سوزد و دشمنان خارجی دندان تیز کرده‌اند، نه یک راهکار سیاسی، بلکه اسم رمز «هرج‌ومرج» است.دعوت از نیروهای نظامی برای «زمین گذاشتن تفنگ» در حالی که کشور با اغتشاشات خشونت‌بار مواجه شده است، معنایی جز خلع سلاح حافظان امنیت در برابر تروریست‌ها و تجزیه‌طلبان ندارد. آقای موسوی دانسته، نسخه‌ای را تجویز می‌کند که پایانش دموکراسی نیست، بلکه تبدیل شدن ایران به لیبی و سوریه است. کسی که امنیت کشور را هدف می‌گیرد، دلسوز ملت نیست، بلکه جاده‌صاف‌کن دشمن است.

    ۳. رادیکالیسم؛ نقابی برای پنهان کردن مرگ سیاسی

    واقعیت تلخ برای نویسندگان این بیانیه‌ها این است که آن‌ها «تمام شده‌اند» و جامعه مدتهاست از آن‌ها عبور کرده است. این رادیکال شدن و استفاده از ادبیات براندازانه، تلاشی مذبوحانه برای دیده‌شدن است.آن‌ها می‌دانند که در سبد رأی مردم جایی ندارند و در کف خیابان هم کسی منتظر فرمان آن‌ها نیست. بنابراین با انتحار سیاسی و صدور بیانیه‌های ساختارشکن، سعی دارند به قیمت به آتش کشیدن قیصریه، برای خود دستمالی دست و پا کنند و به بدنه آشوب‌طلب و سرویس‌های خارجی پیام دهند که «ما هنوز هستیم».

    لذا آنچه در این بیانیه‌ها دیده می‌شود، نه مانیفست نجات، بلکه «کیفرخواست خیانت» است. خیانت کسانی که نان امنیت این نظام را خوردند و اکنون که کشور درگیر جنگ ترکیبی است، ستون خیمه نظام و قانون اساسی را نشانه رفته‌اند.

    راه حل مشکلات کشور، «بازگشت به عقب» یا «پریدن در تاریکیِ رفراندوم‌های ساختگی» نیست؛ راه حل، کنار زدن همین تفکرات لیبرالی و غرب‌گراست که سال‌هاست چون بختک بر اقتصاد و فرهنگ کشور افتاده‌اند.

    ملت ایران هوشیارتر از آن است که فریب اشک تمساحِ کسانی را بخورد که کارنامه‌شان پر از استبداد رأی و ناکارآمدی است. همانانی که برای تحمیل رای خود بر رای اکثریت ۲۵ میلیون نفری ایرانیان در سال ۸۸ هشت ماه کشور را به آتش و خون کشیدند. استبداد و دیکتاتوری واقعی در نظام سیاسی که باید مرگ بر آن گفت همین نوع رفتارهای بیانیه نویسان است.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما