درباره آنچه عالی ترین مقام دولتی ورزش ایران گفته باید بحث کرد. وزیر ورزش وقتی از گزاف بودن قیمت ها در فوتبال دولتی انتقاد می کند، مدیریت دولتی در باشگاهداری را به نقد می کشد، خواسته یا ناخواسته.
فوتبال حرفه ای- دولتی میراثی است که دولت به دولت دست به دست می شود و هیچ راهکاری برای اصلاح این سازوکار عجیب در فوتبال ایران و این کلاف سردرگم پیدا نمی شود. اگر وزیر ورزش و جوانان منتقد این سیستم است، چه خوب.
همین اول کار باید تکلیف یک نکته را روشن کنیم: فوتبال ایران دولتی است و قیمت بازیکنان و مربیان در یک بازار آزاد دولتی تعیین می شود. بازار «آزاد-دولتی» همان ملغمه ای است که نمی دانیم در آن چه درست است و چه غلط. فوتبال حرفه ای با تیم هایی دولتی. این معادله را چه کسی می فهمد؟ در فوتبال ایران تیمی خصوصی که با ساز و کار سالم اقتصادی رشد کرده باشد نداریم. مثال ها روشن اند، مهم ترین تیم های خصوصی فوتبال ایران در یک دهه اخیر داماش، راه آهن و استیل آذین بوده اند و مالکان دو تیم بزرگ ترین اختلاس های تاریخ را انجام داده اند و استیل آذین هم تعطیل شده و مالکش پرداخت هزینه های بی حساب و پاداش و کمک به این تیم و آن تیم را به باشگاهداری خصوصی ترجیح داده است. ما درباره فوتبالی حرف می زنیم که تنها سرمایه گذارش دولت است و چه عجیب که دولت منتقد شیوه باشگاهداری و گزاف بودن قیمت ها در فوتبال است. تمام طرح های فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای کاهش قیمت ها در فوتبال ایران شکست خورده اند و فقط همین حرف ها و انتقادها باقی مانده که هیچ تاثیری در این بازار نقل و انتقالات نخواهد گذاشت و در حد حرف باقی خواهد ماند.
دخل و خرج تیم های ایرانی با هم سازگار نیست اما باشگاههای دولتی راههایی مییابند برای دور زدن قانون و پرداخت های گزاف. همان باشگاههایی که در اسناد و مدارک، خود را نزد AFC خصوصی جا زدهاند و در این خصوصینمایی فدراسیون نیز به یاریشان شتافته، حالا در ماجرایی دیگر، قراردادهای خود با بازیکنان و مربیان را طبق مقررات فدراسیون و با رعایت سقف بودجه ثبت میکنند و پشت پرده، آن کار دیگر میکنند! مدیران تیم های دولتی که در واقع نمایندگان دولت در فوتبال دولتی ایران هستند، از دور زدن قانون و افزایش هزینههای فوتبال ابایی ندارند اما نگرانکننده این است که فوتبال ایران با این اعداد و ارقام و با این هزینههایی که دولت بدون کار کارشناسی میپردازد، هر روز از خصوصیسازی واقعی دور میشود. دولت با پرداخت هزینههای گزاف و بدون فراهم آوردن شرایط خصوصیسازی و با پرداخت نکردن حقوق فوتبال حرفهای (از جمله حق پخش تلویزیونی) همه درهای خصوصیسازی را بسته و در این میان یک نهاد خصوصی به نام فدراسیون فوتبال وقتی برای کاهش هزینهها و طبق هشدار AFC، سقف بودجه تعیین میکند، باشگاههای دولتی را رودرروی خود میبیند. مثال قدیمی «دولت تاجر خوبی نیست» اینجا نیز مصداق مییابد. وقتی دولت به بازاری که باید خصوصی اداره شود ورود میکند، نظم بازار را به هم میریزد. دولت بدون آنکه بداند قیمت بازیکن و مربی ایرانی در بازار جهانی فوتبال چه مبلغی است، رقمهای پرداختی را به یک میلیارد تومان و بیشتر هم رسانده و هر سال به آن میافزاید. کارشناسان AFC وقتی باشگاههای ایرانی را بررسی میکنند، با باشگاههای ظاهرا خصوصی و زیانآوری مواجه میشوند که دخلی ندارند و خرجشان با مقیاس دخلشان، سر به فلک میکشد.
باشگاههای دولتی به سقف بودجه توجه نمیکنند، چون در واقع قیمت بازیکن و مربی ایرانی را در بازار جهانی نمیدانند. برای بازیکنانی که در فوتبال ایران حدود یک میلیارد در هر فصل درآمد دارند، هیچ کجای دنیا بازارکاری وجود ندارد که در آن چنین ارقامی را دریافت کنند. شاید فقط برای چند بازیکن ایرانی در هر چند فصل این موقعیت ایجاد شود که در کشورهای حوزه خلیجفارس بازارکار پیدا کنند و ارقامی حدود یک میلیون دلار دریافت کنند. آیا این چند بازیکن در هر چند سال، باید ملاک قیمت بازیکن ایرانی باشند؟ (امید ابراهیمی در این روزها این موقعیت را پیدا کرده و نکرده. بله، فعلا تنها همین یک نفر!)
در مورد مربیان نیز ماجرا جالب است. مربی ایرانی در فوتبال آسیا حتی در تیمهای درجه چندم فرصت شغلی پیدا نمیکند اما در فوتبال ایران قرارداد یک میلیاری رقم نازلی به نظرشان می رسد. مربیان ایرانی حتی با نیمی از دستمزدشان نمیتوانند خارج از مرزهای ایران فرصت شغلی پیدا کنند اما در فوتبال دولتی ایران بدون شناخت بازار جهانی، هر سال قیمتها رشد میکند و از رشد کیفیت خبری نیست. قیمت هر کالا و خدماتی را بازار جهانیاش مشخص میکند و جالب این است که فوتبال در ایران ظاهرا حرفهای شده اما باشگاههای دولتی این نکته ساده را در حرفه خود نیاموختهاند.
دولت اما همچنان این هزینههای گزاف را میپردازد و در این داستان دنبالهدار، فقط سر دولت کلاه نمیرود بلکه کلاه بزرگ بر سر فوتبالی میرود که میخواهد خصوصی باشد اما با همین ندانمکاریها، بخش خصوصی از فوتبال فرار میکند. فوتبال ایران با بودجههای دولتی به حیاب کاذب خود ادامه میدهد، بازار جهانی را نمیشناسد و درآمدزایی و حرفهایگری را نمیآموزد.
*فرشاد کاس نژاد
منبع : کاپ



