درنبود یه منتقد جدی دولت،معلومه منتقدین و مخالفین وضعیت فعلی جذب احمدی نژاد میشن.
وقتی این دولت باهمه افتضاحاتش،منتقد با بنیه، با ریشه، صاحب رأی، توان اجرایی، مردمی، کاریزما و غیره نداره، معلومه مردم مجدداً جذب احمدی نژاد میشن.
یادمه سالهای 91-92 احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور هرجایی می رفت استقبال آنچنانی از وی نمیشد. استقبال هایی که سالای 84 تا 90 از ایشون میشد در دوسال آخر واقعاً اومد پائین. بحث جریان انحرافی، گوش ندادن به رهبری، حذف بچه های انقلابی از دولت و حاشیه سازی های نابجا و فدا کردن همه به پای مشایی و بقایی، عدم تعامل صحیح با سایر قوا و دستگاه ها و غیره باعث شد که مردم واقعا ازش استقبال نکنن.
اما در ماه های اخیر مجدداً استقبال ها از احمدی نژاد بیشتر شده. البته نه به اندازه استقبال سالهای 84 تا 90. موج جدیدی شروع شده و هیچ چیزی هم جلودار این موج نیست. موافق تحلیل های غلط من درآوردی برخی از دوستان عزیزم نیستم که میگن احمدی نژاد مرده! اینا همون جماعت تحلیلگری هستن که سال ها متمادی میگفتن هاشمی مرده، خاتمی مرده، اصلاحات مرده؛ و با این تحلیلهای متوهمانه باعث غفلت بچه های انقلابی شدن.
علت رجوع مردم به احمدی نژاد؛ چه متوسط چه ضعیف، هم فقط دو نکته است:
وضعیت فجیع و از هم گسیختگی اقتصاد، بازار و کوچک شدن سفره قشر متوسط و محروم جامعه.
نبود یک منتقد جدی و کاریزما و مردمی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
جلیلی، قالیباف، رئیسی، زاکانی، ضرغامی، میرکاظمی، نیکزاد، باقری لنکرانی، فتاح و غیره در جایگاه یک منتقد جامع نیستن. صرفاً از دولت انتقاد میکنن. تازه حتی برخی مث میرکاظمی، لنکرانی و غیره در کمای سیاسی هستن و هیچ خبری ازشون نیست. اما احمدی نژاد همزمان از مجلس، از دستگاه قضا، از دولت، از نهادهای زیرنظر رهبری مثل بنیاد مستضعفان با حواشی جدیدش انتقاد میکند. همین باعث شده که مردم به کسی رجوع کنن که منتقد همه جانبه است منتقد جامع هس.
دقت کنید من کاری به درستی یا نادرستی یا بجا بودن انتقادات ندارم. اون یه بحث دیگه است. منتقد جامع یعنی کسی که هیچ دستگاه و مسئولی رو خط قرمز در انتقاد نمیشناسه.
اما معتقدم اگه کسی از جریان اصولگرا که خودش رو جریان انقلابی میدونه، میخواد مورد رجوع همه مردم با هر تفکر و سلیقه ای قرار بگیره باید در کنار انتقاد از دولت، از مجلس انتقاد کنه، از دستگاه قضا انتقاد کنه، از بنیاد مستضعفان انتقاد کنه، از صداوسیما انتقاد کنه، از برخی نمایندگان ولی فقیه در استان ها، از برخی ائمه جمعه انتقاد کنه. وگرنه با انتقاد کاریکاتوری از دولت، اون هم صرفاً از برجام و گرانی های اخیر، باز هم آرای مردمی رو بدست نمیارن.
خیابون نریزه، هم حق شفاف بشه. نباید از هوچی گری ترسید
پ.ن:
برخی الان میگن مگه انتقاد کردن اصله؟ بله یه کنشگر سیاسی میدونه که برای تغییر وضعیت موجود و برای اینکه مردم رو به یه شعاری(چه حق چه باطل) دعوت کنی باید منتقد وضعیت موجود باشی.
بله این افراد میتونن برا اینکه انتقاداتشون از دستگاه قضا، از نهادهای زیر نظر رهبری و غیره در چارچوب صحیح باشه، از خطوط قرمز حقیقی(نه خطوط قرمز غلط و خودساخته) عبور نکنه، میتونن مشاورین جوان انقلابی بگیرن و نظرات کارشناسی دقیق رو ارائه کنن تا مث احمدی نژاد از جاده انصاف و عدالت و تقوا خارج نشن. ولی سکوتشون در برابر ضعف های مجلس و دستگاه قضا و صداوسیما و حقوق های نجومی بنیاد مستضعفین و ضعف های قرارگاه های کشور باعث میشه بخش مهمی از مردم به اونا هیچوقت رجوع نکنن.
انتقاد ازنهادهای زیر نظری رهبری و منصوبین حضرت آقا، خلاف مصلحت، خلاف شرع،خلاف قانون،خلاف بصیرت، خلاف ولایت فقیه، خلاف عقل و خلاف اخلاق نیست. کاش برخی دوستان جریان خودی اینو متوجه باشن. حضرت آقا صریحاً فرمودند که: «انتقاد از منصوبین رهبری، ضدیت با ولایت فقیه نیست و گاه این انتقادات، انتقادات خود من هم هست».
بصیرت داشتن وفهم مصلحت حقیقی، صرفا به عدم انتقاد از برخی نهادها نیست به اینه که اگر انتقاد شما به دولت موجب تضعیف نظام میشودبه دولت هم انتقاد نکنی. اینجور نیست که برخی فکر میکنن مصلحت یعنی عدم انتقاد از دستگاه های حاکمیتی. خیر مصلحت عمومیه. اما بصورت کلی انتقاد از دستگاه های دولتی و غیردولتی باید بشود مگر در یک موضوعی که مصالحی تعریف بشه. نه تعریف من درآوردی و خودساخته. یادمه سالهای 88 و 89 که کرسی های آزاداندیشی رو در دانشگاه پیگیری میکردم برخی از مسئولین دولت قبلی میگفتن که "نه نباید برگزار بشه.امکان داره کسی به نظام به رهبری به سپاه به حوزه یا به مراجع انتقاد کنه". میگفتم ولی رهبری گفتن اشکالی نداره.بذارید همه حرف بزنن تا هم مردم و جوونا تخلیه بشن و این انتقادات به کف خیابون نریزه، هم حق شفاف بشه. نباید از هوچی گری ترسید
منبع : حامیان ولایت



