دوشنبه 28 خرداد 1403 - Mon 17 Jun 2024
  • موافقت رهبر با عفو یا تخفیف 2654 نفر از محکومان

  • نکونام به دنبال مهاجم سری A ایتالیا / با این مهاجم استقلال وزن پیدا می کند

  • پرسپولیس باید سریع دست به کار شود

  • آرمان رمضانی تکلیفش در استقلال معلوم نیست/ وی داماد شد

  • قایدی گرانتر از حد انتظار برای استقلالی ها/ برگشت قایدی ممکن نیست

  • تیم استقلال با چه نفراتی بسته می شود؟/ وضعیت نامعلوم استقلال

  • بازگشت برانکو به پرسپولیس منتفی شد

  • در جمع بهترین پاسورها اثری از هافبک‌های ایرانی نیست

  • 30 میلیارد تومان برای رضایتنامه جواد آقایی پور

  • منتظر محمد در استقلال جایی ندارد

  • روزی که پزشکیان دنبال گشت ارشاد بود! + سند

  • آزادی حمید نوری چهار پیام روشن دارد

  • عضو هیات مدیره پرسپولیس پیام مهمی داد

  • انتخابات بسیار مهم است/ تلاش کنید مشارکت افزایش یابد+ عکس و فیلم

  • صرفه‌جویی 2.5 میلیارد دلاری + عکس

  • برائت زائران ایرانی با پرچم فلسطین + عکس و فیلم

  • لزوم برائت جهانی از رژیم صهیونیستی و آمریکا+فیلم

  • جام گرفت و رفت/ پرسپولیس سکوی پرتاب اوسمار

  • دو مجری سرشناس در فساد فوتبال نقش دارند

  • دلیل لغو جلسه مهم نکونام

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 373477
    تاریخ انتشار: 16/خرداد/1403 - 11:11

    ۲ سند تازه از سقوط اخلاقی حکمرانی آمریکایی

    به تازگی وقوع دو رویداد معنادار از سوی سیاستمداران برجسته آمریکایی، پالس های معنادار و قابل تاملی را از سقوط اخلاقی و هژمونیک آمریکا مخابره کرده و به یک آبروریزی تازه برای حکمرانی آمریکایی تبدیل شده است.

    ۲ سند تازه از سقوط اخلاقی حکمرانی آمریکایی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از جهان

    کمتر کسی تردید دارد که ایده محبوب سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی مبنی بر هژمونی جهانی آمریکا، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. در شرایط کنونی، در اقصی نقاط جهان می‌توان جلوه های عینی سقوط قدرت اخلاقی، فکری، ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی آمریکایی ها را مشاهده کرد. معادله ای که سبب شده تا برخی از تئوریسین های برجسته آمریکایی حوزه روابط بین الملل نیز به این مساله اشاره داشته باشند و بگویند که آمریکای کنونی شبیه به ساختمانی به ظاهر زیبا است که از درون تهی شده و هر لحظه امکان فروپاشی آن می رود.

    در این رابطه، گاه و بیگاه جلوه های جدیدتری از افول فکری و اخلاقی حکمرانی و سیاست آمریکایی خود را به نمایش می گذارد. از این رو، به تازگی شاهد وقوع دو تحول قابل تامل در این رابطه بوده ایم. از یک سو، عکسی از نیکی هیلی سیاستمدار و عضو حزب جمهوریخواه آمریکا منتشر شده که روی گلوله های توپ ارتش رژیم اششغالگر قدس که به سمت مردم فلسطین شلیک می شوند نوشته است که "کار آن ها را تمام کنید. آمریکا همیسه دوست اسرائیل است". این اقدام در نوع خود یکی دیگر از جلوه های عینی همدستی دولتمردان و نظام سیاسی آمریکا با رژیم اشغالگر قدس در اعمال جنایت و نسل کشی علیه مردم غزه است که با بازخوردهای منفی بین المللی همراه شده است.

    *تصویری از نیکی هیلی در حال نگارش روی گلوله های توپ ارتش رژیم اشغالگر قدس که به سمت مردم فلسطین شلیک می‌شوند. وی نوشته است: "کار آن ها را تمام کنید. آمریکا همیشه دوست اسرائیل است."

     
    در رویدادی دیگر، دونالد ترامپ رئیس جمهور اسبق و جنجالی آمریکا نیز در موضع گیری مدعی شده که اگر وی رئیس جمهور بود، به دلیل آغاز جنگ اوکراین، مسکو را بمباران می کرد و اگر جنگ میان چین و تایوان نیز رخ دهد، پکن را هم بمباران می کرد.

    ایراد موضع گیری هایی از این دست توسط دو سیاستمدار شناخته شده آمریکایی در نوع خود حامل پالس و پیام‌های معناداری از افول هژمونی ادعایی آمریکا در جهان است. در این رابطه به طور خاص می توان به 3 نکته اشاره کرد.

    یک: آمریکا آن نیست که می نماید!
    شاید یکی از نخستین پیام های آنچه اخیرا نیکی هیلی در قالب یک اقدام ضدانسانی انجام داده و یا دونالد ترامپ از حمله به دیگر کشورها گفته این باشد که حکمرانی آمریکایی به هیچ عنوان شباهتی به تصویرسازی هایی که سال هاست سیاستمداران این کشور از آن داشته اند، ندارد.

    کشوری که در ادعا تجسم کلیه اصول اخلاقی و انسانی است و واشینگتن انتظار دارد که جهانیان باید به معنای واقعی کلمه آن را یک مدینه فاضله در نظر گیرند. به بیان ساده تر، روند تحولات میدانی در جهان سبب شده تا چهره حقیقی حکمرانی آمریکایی که سال ها در قالب اقدامات تبلیغاتی و رسانه ای مخفی می شد، آشکار و عیان شود. موضوعی که به یک خسارت بزرگ برای آمریکایی‌ها تبدیل شده است.

    دو: حکمرانی آمریکایی از قدرت نرم و اخلاقی تهی شده است

    نکته دیگری که در مورد دو رویداد اخیر می توان به آن اشاره کرد این است که دولتمردان آمریکایی و حکمرانی این کشور از قدرت نرم و اقناعی در عرصه بین المللی تهی شده اند و درست به همین دلیل، اظهارنظرهای جنجالی و با تکیه بر قدرت سخت را ایراد می کنند.

    اظهارنظرهایی که در حقیقت تهدید دیگر کشورها و ملت ها هستند و این پیام را مخابره می کنند که آمریکا برای پیشبرد دستورکارهای خود در جهان، بابستی به نحوی عیان و آشکار به قدرت سخت تکیه کند و توانی برای اقناع دیگران ندارد. مساله ای که تاکنون بسیاری از تئوریسین های عرصه روابط بین الملل نیز به آن اشاره داشته اند و به طور خاص نظرپردازان آمریکایی نظیر جان میرشایمر معتقدند که مدت هاست زنگ خطر برای آمریکا در عرصه نظام بین الملل به صدا درآمده است. استدلال محوری آن ها نیز این است که تکیه بر قوه قهریه شبیه به این گزاره قدیمی است که می گوید با نیزه می توان هرکاری کرد الا اینکه به آن تکیه نمود!

    سه: تغییر کریدورهای قدرت جهان شدت گرفته است
    در نهایت باید گفت که پالس های منفی که اقدام اخیر نیکی هیلی و موضع گیری ترامپ به جامعه جهانی فرستاد، بار دیگر این گزاره که کریدورهای قدرت جهان در حال تغییر است را بیش از پیش برجسته سازی کرده است. جهانی که در آن دولتمردان آمریکایی عملا به آن دسته از اصول و گفتمان های ظاهری و ادعایی که خود را متعهد به آن ها می دانستند پشت کرده اند و به بیان ساده تر، هویت تعریف شده برای حکمرانی آمریکایی را زیر پا گذاشته اند.

    در این فضا، طیفِ قدرت های نوظهور، فضا و میدان مانور مساعدی را برای به چالش کشیدن روایت های ادعایی حکمرانی آمریکایی در عرصه بین المللی پیدا کرده اند. معادله ای که برای آمریکا به شدت زیانبار است و نشان می دهد که جهان به معنای واقعی کلمه در آستانه یک پیچ حساس تاریخی است.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما