پنجشنبه 30 دي 1400 - Thu 20 Jan 2022
|ف |
| | | |
کد خبر: 278691
تاریخ انتشار: 15/دي/1400 - 10:18

چرا «صداقت» را باید به نمایه اصلی مکتب سلیمانی اضافه کرد؟

او آنقدر در روابط با سیاسیون دو جناح صادق بود که با همه نزدیکی به چهره های دو جناح از بیان اینکه نه اصوالگرا است و نه اصلاح طلب ابایی نداشت

چرا «صداقت» را باید به نمایه اصلی مکتب سلیمانی اضافه کرد؟

به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،رهبر انقلاب در جدیدترین اظهارات خود درباره مکتب شهید سلیمانی در عبارتی کوتاه فرمودند: «مکتب سلیمانی عبارت است از صدق و اخلاص؛ این عنوان و نماد و نمایه مکتب سلیمانی است.»

مکتب شهید سلیمانی در ابتدا از اخلاص او ریشه می گیرد و همین اخلاص، برای او حکمت در فهم مسائل سیاسی، بین المللی و توانمندی خاص در پیشبرد صدور انقلاب را مهیا کرد. همچنان که همین حکمت حاصل از اخلاص، او را به فرمانده ای همیشه پیروز، اثرگذار در سیاست داخلی و خارجی و موفق به عبور دادن محور مقاومت از فتنه های بزرگ و متعدد کرد.

اما آنچه درباره مکتب حاج قاسم کمتر گفته شده و یا حداقل شکافته نشده، بحث «صداقت» اوست که همتراز اخلاصش در نماد و نمایه اصلی مکتب سلیمانی جای گرفته است. واقعیت این است، آن چیزی که حاج قاسم را ویژه تر از بسیاری کرد، نمره بالاتر صداقتش در مواجهه با انقلاب، رهبری، مردم، محور مقاومت و حتی دشمنانش بود.

صداقت حاج قاسم با رهبر معظم انقلاب در میان خواص جمهوری اسلامی، از درخشش فوق العاده ای برخوردار است. اما چرا این صداقت ویژه است؟ حاج قاسم، میزان صداقتش در برابر رهبری را بارها با به خاطر انداختن جان خود برای اجرای فرامین ولی فقیه نشان داد. اما او نه تنها در اجرای ماموریت های نظامی رهبری، خودش در وسط میدان بود بلکه گاه به جنگ هایی رفت که با تحلیل و تجارب کم نظیر جنگی خود او نیز همخوانی نداشت. حاج قاسم برای نشان دادن صداقتش در ولایت پذیری از همه تجارب میدانی اش هم عبور کرده بود. اینجاست که عیار صداقت حاج قاسم با بسیاری دیگر در برابر ولی فقیه معلوم می شود. یا از زوایه دیگر، صداقت حاج قاسم در برابر رهبری آنقدر شفاف و صریح بود که این روزها تندترین عناصر فتنه و اصلاح طلب هم نمی توانند، کوچکترین شبهه درگوشی درباره ولایت پذیری و یا فاصله او با رهبر انقلاب مطرح کنند.

حاج قاسم با جریانات سیاسی داخلی نیز صادق بود، او با عناصر برجسته اصولگرا و اصلاح طلب روابط شخصی نزدیکی داشت. او آنقدر در روابط با سیاسیون دو جناح صادق بود که با همه نزدیکی به چهره های دو جناح از بیان اینکه نه اصولگراست و نه اصلاح طلب ابایی نداشت. حاج قاسم به علت صداقت زیادی که داشت در زمانه دولت های مختلف؛ نه خود را شبه اصلاح طلب و نه اصوالگرا نشان داد؛ اساسا دنبال کسب قدرت سیاسی هم نبود که نقش سیاسی همانند اصولگرایان یا اصلاح طلبان پیدا کند.

حاج قاسم با جمهوری اسلامی صادق بود؛ انقلابی تر از هر مدعی انقلابی گری، جمهوری اسلامی را باور داشت. او برای همین جمهوری اسلامی فعلی با همه موفقیت ها و ناکامی هایش نیز با صراحت می گفت حاضر است بارها جانش را بدهد و آن را «حرم» می دانست. این را مقایسه کنید با بسیاری از انقلابیونی که از انقلابی گری تنها انتقاد کردن و از کار سیاسی فقط بیان ضعف های جمهوری اسلامی را تکلیف خود می دانند.

حاج قاسم با مردم هم صادق بود؛ او وقتی برای دختران بی حجاب دلسوزی می کرد نه مثل برخی اصلاح طلب ها به عنوان ابزار سیاسی و فرهنگی به این قضیه نگاه می کرد و نه مثل بعضی مدعیان اصولگرایی از این طریق به دنبال متفاوت نشان دادن خود بود. صداقت باطنی حاج قاسم آنقدر بالا بود که نبض و احساس جامعه ایران نیز این صداقت را عمیقا باور داشت.

از سوی دیگر از مهمترین دلایل موفقیت حاج قاسم در قوت دادن محور مقاومت با این همه تنوع نژادی، قومی و مذهبی، صداقتش بود. صداقت حاج قاسم برای رهبران مقاومت در فلسطین، سوریه، لبنان، عراق، یمن  و... بارها و بارها در بزنگاه ها ثابت شده بود. به دلیل همین صداقتش هم بود که نظر و فرمان او را فرماندهان شیعه و سنی، عرب و غیر عرب محور مقاومت در سخت ترین شرایط می پذیرفتند و عمل می کردند.

اما حاج قاسم در برابر دشمنان و به خصوص دشمن مرکزی یعنی آمریکا نیز صادق بود. مقامات نظامی و سیاسی آمریکا هیچگاه از او پیام دو پهلو یا تعدیل مواضع دریافت نکردند. او همیشه در برابر آمریکا در شمایل یک دشمن واقعی ظاهر شد و صداقتش آنگونه بود که دو جناح اصلی قدرت در آمریکا یکبار نیز او را کمتر از دشمن خود ندیدند!

نظرات بینندگان
نظرات شما