چهارشنبه 06 بهمن 1400 - Wed 26 Jan 2022
  • بورس ، ماهواره ای سرگردان و بی هویت در فضای اقتصادی کشور!

  • چرا «تبیین» جهاد عظیم روزگار ما شده است؟

  • فکری به حال معیشت و حقوق نظامیان کنید

  • مذاکرات هسته‌ای و دو خط موازی با آن

  • فیلم/ علت مذاکرات مجدد ایران با غرب

  • ولی شما خودتو به آمریکا مفت نفروش

  • یتیمان روحانی در حسرت آبان ۹۸

  • قیمت انواع چای +جدول

  • طبیعت برفی ارتفاعات مازندران

  • جان گرفتن بلندترین آبشار فصلی خاورمیانه

  • قیمت پراید در بازار +جدول

  • قیمت انواع یخچال ساید بای‌ ساید

  • فهم تفاوت آمریکا با چین و روسیه این قدر سخت است؟!

  • سامانه بارشی در راه ایران/ بارش برف و باران از چهارشنبه آغاز می‌شود

  • پاسخ کارشناسان آمریکایی-اسرائیلی به یک سؤال: اگر مذاکرات هسته‌ای با ایران شکست بخورد، چه می‌شود؟

  • جا‌یابی « تله های انفجاری» اصلاح طلبان برای انقلاب اسلامی و مردم

  • مداحی، موسیقی پاپ نیست /باید مراقبت شود تا ترکیب مداحی و حقیقت و هویت آن از بین نرود.

  • وقتی «رپ» در قاب تلویزیون «تبلیغ» می‌شود!/ چند پرسش بی‌پاسخ

  • بارش برف در شهرستان دلفان

  • اتش بازی یحیی در نقل و انتقالات پرسپولیس/ مذاکره پرسپولیس با لژیونر سرشناس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 278014
    تاریخ انتشار: 11/دي/1400 - 09:55

    «کوتاه بیایید»، نسخه مذاکره یا دیکته‌نویسی؟!

    روزنامه غربگرای آرمان می‌گوید: چاره موفقیت مذاکرات وین، کاستن هرچه بیشتر سطح انتظارات از سوی طرفین است.

     «کوتاه بیایید»، نسخه مذاکره یا دیکته‌نویسی؟!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از کیهان این روزنامه از قول دیاکو حسینی نوشت: «مذاکرات منتج به برجام در دولت‌های اوباما و روحانی، وجود فضای امیدوارکننده، توزیع مزیت‌های نسبی مثبت را مبنای گفت‌وگوها قرار داد بدین معنا که هرکدام از طرف‌ها می‌کوشیدند امتیاز بیشتری را در چانه‌زنی‌های مذاکراتی به دست بیاورند و امتیازهای کمتری را واگذار کنند.

    برخلاف آن، در مذاکرات احیای برجام که در شرایط تعمیق بی‌اعتمادی، شکاف عظیم در انتظارات و ناامیدی از دستیابی به تحقق مطالبات مطلوب آغاز شده، توزیع مزیت نسبی منفی اهمیت بیشتری یافته است. هرکدام از طرف‌های ایران و آمریکا سعی در مجاب کردن دیگری دارند که در صورت عدم موافقت با احیای برجام، زیان بیشتری متحمل خواهند شد.

    این ویژگی نه تنها مذاکرات را به جدالی برای کسب حیثیت تبدیل می‌کند بلکه به سادگی استعداد شکست را در آن می‌گنجاند؛ نه تنها به این دلیل که هیچ کشوری نمی‌خواهد به توافقی تن دهد که ناشی از پذیرش پیامدهای بدتر ناشی از فقدان آن توافق است، بلکه به این دلیل که در چنین توافق احتمالی ناگزیر از سپردن امتیازهای بیشتری خواهد شد که در غیر این صورت می‌توانست از آن اجتناب کند.

    از آنجایی‌که دولت‌ها نمی‌توانند رقیب‌شان را ذهن‌خوانی کنند، مسئله توزیع مزیت‌های نسبی منفی، همواره یک معضل برای نتیجه بخش بودن مذاکرات باقی خواهد ماند. چه باید کرد؟ به زبان ساده کاستن هرچه بیشتر و البته متوازن از سطح انتظارات به نحوی که افق دستیابی به دستاوردهای احتمالی بیش از احتمال شکست مذاکرات به‌دلیل فقدان امید به نتیجه باشد.

    هرچند به‌خاطر نبود اعتماد کافی، دشوار خواهد بود که هر یک از ایران و آمریکا، گام اول را بردارند؛ با این حال، مطالباتی هستند که هرکدام می‌توانند بر اساس اهمیت آن در حفظ و بهره‌مندی از مزایای توافق نگه داشته یا کنار بگذارند.

    تفاوت میان مزیت‌های نسبی مثبت و منفی یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مذاکرات منتج به برجام و مذاکرات احیای آن است که اولی را به نتیجه رساند و اکنون دومی ‌را به شکست مذاکرات تهدید می‌کند.»

     روزنامه همچنین در تحلیل دیگری خطاب به تیم مذاکره‌کننده ایرانی می‌نویسد: «مذاکرات بدون انعطاف، خراب کردن پل‌های پشت سر است. در میز مذاکره آنچه که اصل است و باید به آن توجه شود، بده بستان است. ایران امروز می‌تواند امتیازات خوبی بگیرد اما باید امتیازاتی را نیز بدهد. نمی‌توان این‌گونه گفت که هرچه ما می‌گوییم باید اصل باشد و دیگران نیز باید آن را بپذیرند. این باور در اصول دیپلماتیک بی‌معناست. تیم مذاکره‌کننده ایران نباید در حین گفت‌وگوهایی که در این روزها در جریان است، پل‌های پشت سر خود را خراب کند و اصطلاحا نباید میز خود را در جایی قرار دهد که امکان عقب‌نشینی وجود نداشته باشد. عنوان کردن نقطه نظرات غیرقابل اجرا یکی از آن مواردی است که می‌تواند پل‌های پشت سر تیم مذاکره‌کننده را خراب کند».

    درباره این قبیل تحلیل‌های نشریات غربگرا گفتنی است که مخاطب آنها درباره لزوم انعطاف و عقب‌نشینی، صرفا طرف ایرانی است. از سوی دیگر تظاهر به بی‌طرفی در دعوایی که یک‌طرف، تعهدات خود را زیر پا گذاشته و حقوق طرف دیگر را تضییع کرده و همچنین دعوت به تنازل طرفین، دقیقاً طرفداری از طرف زورگو و عهدشکن است. به‌ویژه اگر طرف عهدشکن در اثر زیاده‌خواهی و با این محاسبه از توافق خارج شده باشد که بتواند امتیازات جدیدی طلب کند!

    نکته مهم دیگر این است که برجام، چیزی شبیه یک معامله اقتصادی نیست. در یک معامله و قرارداد اقتصادی، یک طرف پولی را می‌پردازد و در ازای آن کالایی را می‌خرد. اینجا طرفین سود می‌کنند. اما در برجام، مذاکره برای توقف یا محدود کردن ۹۵ درصد برنامه هسته‌ای ایران بود و حال آنکه برخورداری از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، حق تصریح شده ایران طبق معاهده NPT محسوب می‌شود.

    متأسفانه طرف ایرانی در حالی که در همان دو ماه اول توافق و بدون گرفتن امتیازی، همه تعهدات خود را به انجام رسانده بود، در ۶ سال بعدی با دغلبازی، نقض سیستماتیک توافق و افزایش تدریجی تحریم‌ها به بیش از دو برابر قبل از توافق مواجه شد.

    در چنین شرایطی وقتی یک روزنامه منتشره در ایران می‌گوید باید «هرچه بیشتر از انتظارات کاست» و «باید انعطاف بیشتر نشان داد»، دقیقاً به این معناست که همان دیکته مطلوب آمریکایی‌ها را بپذیرید؛ یعنی برجام را توافق سابق حساب کنید، از خسارت‌های ۶ سال عهدشکنی چشم بپوشید، اجازه دسترسی به مکانیسم ماشه را به او بدهید و ضمنا به توافق «نقد- نسیه» جدید تن بدهید!

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما