یکشنبه 14 آذر 1400 - Sun 05 Dec 2021
  • «اقتدار به تیم مذاکره کننده ایرانی بازگشت! غربی ها با سر گیجه به کشور خود بازگشتند!

  • حزب الهی‌ها چه کسانی هستند؟

  • ارزیابی فعالان بین‌المللی از مذاکرات وین: آمریکا آماده توافق نیست

  • بزرگترین درس این دور از مذاکرات

  • تیز مسابقه جوکر ایرانی قسمت اول

  • آیا دولت رئیسی در ۱۰۰ روز اول توانسته اتفاق راهبردی رقم بزند؟

  • حزب هزار فامیل و مغز کژ کارکرد /"باشگاه افسران" حزب اتحاد ملت تشکیل شد

  • ۱۰۰ روز آواربرداری و امیدواری/ آنچه روحانی برای رئیسی به جا گذاشت/ رئیسی تاکنون چه کرده؟

  • سایه برجام در بازارها/ اتفاقی مهم در بازار مسکن

  • فیلم/ لحظه انفجار خانه‌ای در نیویورک

  • تله اقتصادی مذاکرات وین!

  • خادم و نوکر ملت ایران هستیم/ مردم ایلام از میدان آزمایش دفاع مقدس "سربلند، باعظمت و باشکوه"‌ بیرون آمدند

  • آمریکا تا فرصت هست از جغرافیای پیرامونی ایران خارج شود وگرنه با بدترین رفتارها فرار می‌کند

  • آخرین آمار جهانی قربانیان و مبتلایان به کرونا

  • بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره شهدای ایلام

  • اولین تغییر کابینه مشخص شد؟

  • اُکساگون نقطه عطف پروژه Neom دولت سعودی/ آیا بن سلمان با نیوم رؤیای اسرائیل بزرگ را محقق می‌کند؟ +تصاویر

  • ویتامین‌های مفید در پاییز و زمستان

  • مبتلایان به سنگ کلیه چی بخورند؟

  • آیا لبنیات برای دیابتی‌ها مضر است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 224060
    تاریخ انتشار: 03/اسفند/1399 - 10:23

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»سوم اسفند، صدمین سالگرد کودتای سیاه انگلیسی ۱۲۹۹ و گماشتن دیکتاتور رضا پهلوی بر ایران است. با تصرف تهران توسط رضاخان و قزاق‌ها در این روز احمد شاه قاجار به ناچار رضاخان را با لقب سردار سپه، به وزارت جنگ و فرماندهی لشکر قزاق منصوب کرد. این کودتا، مقدمات تغییر سلطنت قاجار  به پهلوی را فراهم کرد.


    رضاخان که با کودتای نظامی بر سر کار آمد با حمله نظامی متفقین به ایران و اشغال کشور توسط قوای بیگانه مجبور به استعفا و ترک کشور شد و تا آخر عمر در تبعید به سر برد.

    اسناد و مدارک پرشماری وجود دارد که نشان می‌دهد در زمان حضور نیروهای بیگانه متفقین در ایران،‌ گاه و بیگاه، به‌ جان و مال و نوامیس عمومی تجاوزاتی صورت می گرفت ،‌ بی‌آنکه متجاوزان از سوی دستگاه قضایی ایران تحت تعقیب قرار بگیرند. در این دوره قحطی‌ و بیماری‌ منجرِ به‌ فوتِ شماری از ایرانیان در مناطق مختلف کشور شد که از تبعاتِ اشغال کشور توسط متفقینِ متجاوز بود.

    در ادامه خاطره‌ای واقعی و بسیار غم انگیز از آن دوران که منجر به سرودن ترانه‌ای معروف شد را می‌خوانید:

    ترانه مشهوری که با یک سیلی خلق شد
    در زمان اشغال تهران توسط نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، مردی به نام حسین گُل‌گلاب در خیابان «هدایت» به چشم می‌بیند که یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    گل‌گلاب وقتی این صحنه را دید با چشمانی اشک‌آلود به دیدار روح‌الله خالقی رفت و همه ماجرا را برایش تعریف کرد. او به خالقی گفت: «کار ما به اینجا رسیده که دیگر سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می‌زند؟» روح‌الله خالقی هم پاسخ داد: «ناراحتی تأثیری ندارد. بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.» این گپ و گفت کوتاه مقدمه‌ای برای سرودن شعر «ای ایران» بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما
    تبلیغات سایت عصرامروز