شنبه 03 مهر 1400 - Sat 25 Sep 2021
  • مدیرعامل جدید استقلال انتخاب شد

  • افشاگری معاون استقلال درباره جدایی یک ستاره/ فقط به خاطر حرف‌های عبدیان رفت ا

  • مواضع رئیسی محکم و مبتنی‌ بر عقلانیت بود/ نباید با عجله و بدون نقشه راه به مذاکرات پیوست

  • خون مطهر شهدا حقانیت جمهوری اسلامی را بر جبین تاریخ ثبت کرد/ هرجا تلاش مخلصانه باشد پیروزی و سربلندی نیز هست

  • خبر خوشحال کننده برای هواداران پرسپولیس /سه شاه ماهی پرسپولیسی در انتظار رونمایی (عکس)

  • شوک بزرگ به هواداران استقلال / شاه ماهی محبوب استقلال هم رفتنی شد /مقصدبعدی این پدیده استقلال کجاست؟

  • شاه ماهی استقلالی می شود ؟ مدیران استقلال شهریار را جایگزین فرهاد مجیدی می کنند. فوری

  • خبر خوب پرسپولیسی‌ها / محرومیت فرهاد مجیدی/ توهین به هواداران پرسپولیس!

  • شهیدی که از خدا خواست بعد از شهادت دوباره زنده شود

  • سرپوش ابتکار بر ابهام امنیتی دولت روحانی

  • آقای رئیسی هنوز یک نفر از آن مثلث «ول» باقیمانده/ ماجرا چیست؟

  • واکسیناسیون دانش‌آموزان تازه‌ترین دغدغه جهان/ نکاتی که برای واکسیناسیون افراد زیر ۱۸ باید بدانید

  • فوت کوزه‌گری رئیسی در رفوگری رابطه مردم و حاکمیت

  • دیپلماسی درایت و قاطعیت در نیویورک

  • به هلاکت رسیدن عاملان ترور سردار سلیمانی/دکترین جدید «چشم در برابر چشم» محور مقاومت ایران

  • آخرین خبرها از درگیری‌ها در قلب یمن/ جزئیات درگیری های سنگین در حومه شمال غرب شهر مارب

  • حمایت مدیر اصلاح‌طلب از قاتلان گلستان هفتم + عکس

  • خبرخوش به هواداران استقلال / همه چیز آماده بازگشت شاه ماهی آبی پوشان شده است

  • خبر فوق العاده برای پرسپولیس از یک شاه ماهی/ فوق ستاره به زودی به ترکیب شاگردان گل محمدی اضافه می‌شود

  • این شخص تا اطلاع ثانوی، همه کاره استقلال شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 255719
    تاریخ انتشار: 11/مرداد/1400 - 20:55

    کتاب "آخرین آفتاب" منتشر شد

    محسن نعماء نیز از نویسندگان توانمندی است که آثار متعددی و جذابی را با همکاری این ناشر روانه بازار نشر کرده است حاصل همکاری مجدد نعما و کتاب جمکران، انتشار کتاب آخرین آفتاب است.کتابی متشکل از ۱۳ داستان با موضوع امام زمان عجل الله که درآن با قلمی جذاب و روان به زندگی و زمانه حضرت ولی عصرعجل الله پرداخته شده است.

     کتاب "آخرین آفتاب" منتشر شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» به نقل از خبرگزاری حوزه؛ انتشارات کتاب جمکران، تولیدات متوع و متکثری در زمینه مهدویت و امام زمان عجل الله روانه بازار نشر کرده است، محسن نعماء نیز از نویسندگان توانمندی است که آثار متعددی و جذابی را با همکاری  این ناشر روانه بازار نشر کرده است حاصل همکاری مجدد نعما و کتاب جمکران، انتشار کتاب آخرین آفتاب است.کتابی متشکل از ۱۳ داستان با موضوع امام زمان عجل الله که درآن با قلمی جذاب و روان به زندگی و زمانه حضرت ولی عصرعجل الله پرداخته شده است.

    مجموعه داستان هایی که با تولد حضرت صاحب الزمان عجل الله آغاز و با داستان هایی از  امامت آن حضرت، دوران غیبت صغری و تشرفات و ملاقات های حضرت ادامه پیدا می کند.

    این مجموعه برای گروه سنی نوجوان نوشته و تصویرگری آن توسط خانم زهرا پایکار ترسیم شده است. مجموعه داستانی جذاب و معرفت بخش نسبت به امام عصر عجل الله که در ۱۶۹ صفحه و در قطع جیبی و با قیمت ۳۰.۰۰۰ تومان منتشر و با تخفیف ۲۰% از سایت انتشارات کتاب جمکران قابل تهیه می باشد.

    برشی از کتاب:

    ای خانم آیا نامه کسی را میبوسی که او را نمی شناسی؟!

    ملیکه اشک هایش را پاک می کند و رو می کند به بّشر.

    ای کسی که به ماقم اولاد انبیا معرفت کمی داری! به سخن من گوش بده و بدان که من ملیکه، نوه امپراتور روم هستم. جدم می خواست مرا به برادر زاده اش تزویج کند، اما در شب عروسی...

    و آنگاه ماجرای ازدواجش و شرح چگونی رسیدنش به اینجا را از اول تا به آخر برای بّشر تعریف می کند.بّشر از تعجب از دهانش باز مانده و نمی داند و چه بگوید.باور نمی کند این دختر، آن همه ناز و نعمت را رها کرده باشد و برای همسری فرزند امام هادی علیه السلام، خو را به اسیری کشانده باشد.بّشر حس می کند این دختر با آنکه تازه مسلمان شده، اما فرسنگ ها در معرفت داشتن به امام از او جلوتر است. احساس کوچکی در برابرش می کند. او را با عزت و کمال می آورد و مشایعت می کند تا سرانجام به سامرا می رسندوبه شهری که معشوق بی همتای ملیکه در آن نفس می کشد. به در خانه امام هادی علیه السالم که می رسند، بّشر رو میکند به ملیکه.

    ای خانم اینجا مقصود و هدف و مراد توست.ملیکه به خانه کوچک و فقیرانه امام هادی علیه السلام نگاه می کند. با خود می گوید:«یعنی اینجا خانه رهبر و پیشوای مسلمانان است؟!»

    باورش برایش سخت است. لحظه ای تصویر کاخ پدربزرگش در ذهنش مجسم می شود. نعمت هایی که آنجا داشته و از دستش داده، از جلوی چشمانش رد می شود. سری تکان می دهد و دوباره با خود می گوید: «نه، من این خانه را با هزاران کاخ روم هم معاوضه نمی کنم. اینجا بوی بهشت می دهد، بوی خوشبختی، بوی رستگاری.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما